قلّابشروع
تجربه و تاریخ
سلام.
یه وقتی به این موضوع فکر میکردم که تاریخ نوشته میشه. تجربهها در تاریخ ثبت میشن. حتی برای آینده هم میگن تاریخ خواهد نوشت.
بازم پای قلم اومد وسط، چون هیچوقت نشنیدم یا جایی نخوندم کسی بگه که تمام تاریخ فیلم، عکس، پادکست یا چیزی غیر از نوشته بوده یا خواهد بود.
خب حالا ما کجاشیم؟!
ما هم گیر کردیم توی یه نقطهی خیلی خیلی ریز، که نسبت به کل، تقریبا میشه هیچ!
اما همین هیچ رو باید بگذرونیم، با همهی داستانها و بالا و پایینهاش.
اما حالا توی این گذر زمان، پای یه تکلیفی میاد وسط؛
یه روزی، توی یکی از همین هیچها نسبت به همهی تاریخ، که دقیقا ما هم توی یکیش گیر کردیم، به خاطر موضوعی جنگ شد، مدتی گذشت، حقایق و دروغهای جنگ و حواشی جنگ برملا شد، عدّهای روی دروغ گروهشون پافشاری کردن و عدّهای زیر بار ظلم اون دروغ نرفتن و این تو تاریخ نوشته شد.
پای اون تکلیف همینجا میاد وسط!
من هم باید همون رو تکرار کنم؟
گروههای ما هم باید منجر به همون خطاها بشن؟
خب معلومه که همه میگیم نه!
اما به نظر من 'نه' حقیقی رو کسی میگه که، خیلی از این هیچهای تاریخی رو خونده باشه، یعنی به نوشته و قلم گذشتگان به چشم تجربه نگاه کرده باشه.
و دقیقا نکته رو همین جا دیدم که اوووه چقدر قدیمیترها نوشتن و همهچی ثبت و ضبط شده، چقدر این هیچیها وقتی کنار هم باشن پر بار و قوی میشن.
بعدش با خودم گفتم، پس چرا هیچی درست نیست؟! چرا هیچی سر جاش نیست!
خب جواب واضح بود! یا نخوندم! یا خوندم و قدر ندونستم! یا درست نخوندم! یا در مورد تمام تجربه و تاریخ گارد دارم؟! یا... یا خیلی چیزها...
خیلی عمیق به این نتیجه رسیدم که شاید، دقت کن (با خودمم)، شاااید، از کل این تاریخ یک صدم درصد از این تجربه و تاریخ استفاده کردن... چقدر تلخ...
جدیدا هم مد شده هرکی مخالف یکی باشه، بهش میگه برو تاریخ بخون بعد بیا صحبت کنیم.. نمیدونم! تا جایی که به این افراد برخوردم، منبع تاریخیشون کلیپهای فضای مجازی و در بهترین حالت گوگل بوده!
اما همین هم خوبه، این که به تاریخ و تجربهی دیگران و گذشتگان توجه بشه. حتی انقدر کم و سبک! فقط دروغ نباشه!
حالا چرا این چرت و پرتا رو گفتم؟ :)
که بگم نقش قلم و نوشتن خیییلی مهمه!
چیزایی که مینویسیم اگر به درد کسی هم نخوره، به درد خودمون که میخوره. نه؟
من تست کردم به درد خورد. از خیلیهای دیگه هم شنیدم که بدردشون خورده. شنیدم برخی از علوم هم میگن حتی شرح حال و روزمرگیتون رو بنویسین.
خدا رو چه دیدی، معلوم که نیست! یهو دیدی به درد یکی دیگه هم خورد! یهو دیدی جزئی از این هیچهای تاریخی هم شدیم! که البته و قطعا همینطور خواهد بود.
پس بنویسیم! پس بخونیم!
ارادت.